پاییزی

سر بازگشتنش نیست

ابر

آسمان به فکر باران است

در دشت بزرگ شب نیست

شب تاب

کورسوی ستاره هم پنهان است

سر بازگشتنش نیست

اشک

امشب به چشم من میهمان است

آسمان هم به فکر باران است

/ 3 نظر / 10 بازدید
حسين

سلام ارمان جون اقا تسليت ميگم ايشالا اخرين غم باشه راستي شعرت خيلي قشنگه

حسين

تو كيستي كه من اين گونه به اعتماد نام خود را با تو ميگويم كليد خانه ام را در دستت ميگذارم نان شادي هايم را با تو قسمت ميكنم به كنارت مي نشينم و بر زانوان تو اين چنين ارام به خواب ميروم كيستي كه من اينگونه به جد در ديار روياهاي خويش با تو درنگ ميكنم

حسين

like