پولکی شیرین است
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩  

بزرگی دوستان آدمی را به سه دسته تقسیم کرده و دشمنانش را نیز و از آنجاییکه گفته دسته ای از دوستانت دوست دوست تو هستند من به خودم اجازه دادم  کسی را که با دوستی از دوستان هم دانشگاهیم  دوستی دارد و از آنجا که هم شهری من نیز هست و من او را چند بار هم باران خطاب کرده ام او را دوست نیز خطاب کنم که در این دوره واژه ی عظیم و عجیب و نایابی هست

این دوست دوست من خانم صدیقه حسینی در وبلاگ خود به نام غزل گیجه اخیرا مطلبی نوشته بود و در باره ی اوضاع انجمن های شعر رشت گلایه های ادامه داری داشت و از آنکه هنوز در انجمنی شعرهایی با فضای چند قرن پیش خوانده می شود ومعشوق و معشوقه ستایی با اوصاف قرن هفتم می شود و  به به و احسنت به دنبال دارد ناراحت بود . این گلایه ایشان مرا به یاد سالهای دانشجوی خود در اصفهان و یکی ازاین انجمن های ادبی می اندازد که همین جریان برقرار بود و عجبا که همچنان این وضع مثلا در رشت پابرجا است . البته نباید خودمان را گول بزنیم و بگوییم عجیب است و جای تعجب دارد اگر چیز دیگر باشد عجیب است که درست است و همیشه در این سرزمین درست عجیب است

بگذریم در آن سالها من و دوستانمان که همپای سیاستهای شعرخوانی آن انجمن نبودیم از گروه عجیب ها خوانده می شدیم و گاه جدل های رایج زمانه را دامن زده و با اخم و تخم انجمنیان صاحب قدرت و گاه با تنبیه راه ندادن به انجمن رو به رو می شدیم . خلاصه شعر زیر در این راستا و در آن سالها و در آن انجمن و برای این مقوله شعر شد و خوانده شد

 


کلمات کلیدی: غزل گیجه
اما باز هم دوباره باز باران
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ مهر ،۱۳۸٩  

نمی دانم که به چه دلیل یا دلایلی امسال صحبت از گلچین گیلانی به میان آمد شاید به دلیل حرمت نهادن به اعدادی مانند سه و هفت و ده و چهل و صد و ... باشد که صدمین سال تولد این شاعر رشتی را یادآورمان گرداندند اگر چنین است با تمامی جانم فریاد می زنم که دور باد چنین دلیلی جهت حرمت نهادن دورباد. دور باد چنین حرمت نهادن از شاعری رشتی که نزدیک صد سال پیش به عبارتی در 1288 یا 1290در خانه ای در نزدیکی سبزه میدان به دنیا آمد و شصت و سه سال بعد به دلیل سرطان در لندن فوت نمود

برای من و هم دوره های من که در کتاب فارسی سال چهارم ابتدایی در اواخر کتاب صفحاتی نقاشی شده از ریزش رگبار باران آن هم بارانی که کج می بارید و پسر بچه ای در حال دویدن بود و کلماتی را به صورت پلکانی نوشته بودند کلماتی مانند باران ، کودکی دهساله ،جوی آب،...که آن کلمه ها را می شد به صورت تصویر در نقاشی نیز دید گلچین گیلانی همان باز باران با ترانه است و اشتباه نمی کنیم و شاعر این شعر را ناصر مسعودی خواننده خوش نوا و خوش سابقه رشتی بیان نمی کنیم که کردند

مجدالدین میر فخرایی یا همان گلچین گیلانی و پسر خاله ایشان هوشنگ ابتهاج سمیعی (ه. الف. سایه) همشهری های سبزه میدان نشین ما بودند و بر خلاف نظر شیون فومنی عزیز اینان نیز مرد بودند و میدان را می شناختند  واز آن دسته بودند که به هزار زبان اعلام می داشتند که  فقط اسلحه بدستان و میرزا و میرزاییان میدانی نیستند چنانی که شیون گفته بود :

موزر دوسته دانه میرزا مرد میدان بو

نه من نه تو که امه خانه سبزه میدان بو

اصلا سبزه میدان جدای از آنکه به واقع یک میدان می باشد صاحب تاریخچه ای قابل بحث نیز هست خلاصه بگویم هنگامی که آرامگاه پورداوود نیز در نزدیکی این میدان هست پس این میدان نیز مرد میدان های رشت می تواند باشد

 


کلمات کلیدی: گلچین گیلانی
پاییزی
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٩  

 

آسمان می شکفد باز

من و غم در تردید

مورچگان را دانه

مانده بر روی زمین

به درخت سنگین است

هرم خورشید شریف

داغ هنوز

آه

افسوس که دیده

پاییز

به کرمویی که افتاد به زمین

باد سردی که وزیده بر باغ


کلمات کلیدی:
پاییزی
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٩  

 

شکفته صورتی

                 چون گل

                           چگونه؟

اکنون

که سقفها نمین

و کوچ چلچله ها


کلمات کلیدی:
پاییزی
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸٩  

سر بازگشتنش نیست

ابر

آسمان به فکر باران است

در دشت بزرگ شب نیست

شب تاب

کورسوی ستاره هم پنهان است

سر بازگشتنش نیست

اشک

امشب به چشم من میهمان است

آسمان هم به فکر باران است


کلمات کلیدی:
پاییزی
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٩  

 

نخستین بارانش است

...

سنگین می شود

گنجشک امسالی

روی شاخه به

تنها


کلمات کلیدی:
پاییزی
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٩  

 

 

 

 

اکنون

هزاران دانه باران

اکنون

برخاسته آه بلند کارگری

بیکار

 


کلمات کلیدی:
پاییزی
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ مهر ،۱۳۸٩  

 

بارون اومد

بارون اومد

بارون چکید

بارون چکید

بارون رفت

بارون رفت

آفتاب نشد

آفتاب نشد


کلمات کلیدی: